پلیس. ابلیس. part 25

[ا.ت ویو ]
رفتم لباسی که می ره انتخاب کرده بود رو پروف کردم ، خیلی خوشگل بود ، خیلی هم باز بود ولی اگه جونگ کوک جدا از اینکه بدون اجازه اش رفتیم بیرون بفهمه این لباس رو پوشیدم اونم تو بار قطعا به هفتاد جهت سامورایی جرم میده ، ولی وایسا ببینم اون اصلا مگه چیکارمه ، اون الان نقش دوست پسرمو داره بازی می‌کنه واقعا که دوست پسرم نیست که پس همینو برمیدارم ، از اتاق پروف اومدم بیرون تا می ره نظر بده
می ره : وادف .... حاجی خیلی خوشگل شدی یه وقت ندزدنت
+ همینو بردارم ؟
می ره : اره بابا اصلا به لباس های دیگه فکر هم نکن
+ اوکی
بعد از اینکه لباس رو خریدن و فروشنده براشون توی پاکت گذاشت از مغازه خارجی شدن و رفتن کفش و کیف این خرتو پرتا رو هم خریدن و بعد از کلی گشتن تو پاساژ به سمت عمارت حرکت کردن .
بعد از اینکه رسیدن عمارت یواشکی از در پشتی عمارت با هم رفتن تو اتاق می ره تا کسی متوجه نشه که اینا بیرون بودن بعد از اینکه کلی خندیدن با هم در اتاق زده شد
می ره : بله کیه ؟
_ میتونم بیام تو
می ره : بیا
_ میگم ا.ت رو ندی ... عه تو که اینجایی میدونی چقدر دنبالت گشتم از صبح تا حالا دارم دنبالت میگردم
+ امم ببخشید صبح با می‌ره رفته بودیم استخر و از اون به بعد هم تو اتاق می ره بودن ( به می ره چشمک میزند)
می ره: اره راست میگه
_ خب اوکی ا.ت بیا کارت دارم
جونگ کوک از اتاق رفت بیرون
+ یا خدا من برم ببینم چیکار داره ، این لباس هم فعلا پیش خودت نگه دار شب خواستیم بریم میام ازت میگیرم
می ره: اوکی شب می‌بینمت
ا.ت سر تکون داد و از اتاق رفت بیرون و رفت اتاق جونگ کوک مطمئن بود جونگ کوک اونجاعه ، آروم در رو باز کرد که جونگ کوک رو روی مبل راحتی رو به روی پنجره قدی اتاق دید صداش رو صاف کرد که جونگ کوک متوجه حضور ا.ت شد
+ بله با من کاری داشتی ؟
_ با می ره آنقدر رابطت خوب شده که حتی باهاش استخر هم میری ؟
+ خب مشکلش چیه
_ از من بشنو هیچ وقت با یه خون‌آشام استخر نرو مگه اینکه شوهرت باشه
ا.ت از این حرف جونگ کوک شوکه شد برای چی نباید با یه خون‌آشام استخر بره مشکلش چیه آخه
+ خب چرا ؟
_ اونش دیگه به خودم مربوطه
دیدگاه ها (۰)

پلیس. ابلیس. part 26

پلیس. ابلیس. part 27

پلیس. ابلیس. part 24

با اینکه تأخیر داشتم ولی بازم تولدت خیلی خیلی مبارک .💜💜💜💜من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط