{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه است

دلبری دارم که نامش ساغر دردانه است
خانه اش گلخانه جایش گوشه میخانه است

تاسحر ازباده ها مست وغزلخوان میشود
بوی عطرش چون نسیمی از گل و گلخانه است

یک شبی رفتم که گویم مست و ساکت گشته ام
دیدمش با می خدا گردیده و مستانه است

او بگفتا مدعی درکنج هرمیخانه است
رو که مارا همنشین باسردیوانه است

گفتمش از هجرتو من هم پریشان گشته ام
جای من هم، روز و شب درخلوت ویرانه است

گفت که هرکه عاشق است درکوه بیستون می رود
گفتمش آن کوه برایم خانه وکاشانه است

پس بگفتاجان من! آخرتوهم عاشق شدی؟
جام می بستان که یارت ساغر میخانه است
دیدگاه ها (۱۰)

یادش بخیر دیشب این موقع پا میشدیم می نوشتیم دعای روز ......م...

شهریارت می شوم ، دار و ندارم می شویماه رویم ! اخترِ دنباله د...

....

خودت رابه هیچ زبانیبرای کسی ترجمه نکنآنکس که دوستت داردبایده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط