{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای اولین گلوله ها که آمد، اهالی شهر خاطرات هزاران سال ز

صدای اولین گلوله ها که آمد، اهالی شهر خاطرات هزاران سال زندگی در موطن خود را شبانه بر جای گذاشتند و سراشیبی سرنوشت را بی درنگ درنوردیدند.




#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۱)

آنها به سمت نزدیکترین کوه مجاور شهر رفتند تا بر ارتفاع آن، ج...

پیران و کودکان، زنان و مردان همه به شتاب، پی در پی، بی درنگ ...

پیش از آن که خیلی ها فکر کنند اتفاق افتاد. آن قدر سریع که پس...

کوردها مالک و ترسیم کننده اولین نقشه جغرافیائی در جهانشهر نو...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

لبخند ممنوعه لئو — پارت ۱بیست‌ودو سال گذشته بود...بیست‌ودو س...

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط