{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق سه طرفه پارت

✨ عشق سه طرفه پارت ۵✨

که دیدند یونا خوابیده ریندو از پشت یونا رو بغل کرد و ران هم از جلو بغلش کرد

(پرش زمانی به صبح)

از زبان یونا ✨

بیدار شدم و دیدم توی بغل ران و ریندو ام سرخ شدم خواستم بلند بشم که ران و ریندو محکم تر بغلم کردن

ران :کجا میری من خوابم میاد (با چشم بسته )

ریندو : (یه خمیازه کشید ) بزار بخوابیم 🥱


یونا : بلند شید دیگه ساعت ۷ هست


ران : من تا ۱۰میخوابم


یونا : حداقل منو ول کنید


ریندو : اذیتت میکنیم (با ناراحتی)

یونا : نه آخه باید صبحانه درست کنم همین


ران : باشه


یونا رو ول کردند یونا بلند شد و رفت آشپز خونه و شروع کرد به درست کردن صبحانه کارش تموم شد و رفت ران و ریندو رو بلند کنه

یونا : پاشید ببینم

ران :نه من میخوام بخوابم 🥱

ریندو:......(در خواب ناز به سر میبرد )

یونا : پس خودتون خواستید ( زیر لب)پاشید دیگه (با داد و عصبانیت)


ران :یا خود خدا (با ترس)

ریندو : یا حضرت کابوس (باترس و لرزش)


یونا داشت می‌خندید

یونا :هه هه از این به بعد زود بیدار شید (با لبخند)

ران :بخند بخند بعدا میبینیم کی به کی می‌خنده(زیر لب با نیشخند)

یونا :چیزی گفتی

ران :نه هیچی ریندو پاشو دیگه

ریندو: ببین کی داره به کی میگه 💢

ران :خفه شو 💢💢

ریندو : خودت ساکت شو 💢💢💢



بعدی رو بعدا مینویسمممم
دیدگاه ها (۳)

✨ عشق سه طرفه پارت ۶✨یونا :بسه دیگه پاشید بیایید صبحونه بخو...

✨ عشق سه طرفه پارت ۷✨یونا : راستی کی قراره برین ؟ران : الان ...

✨ عشق سه طرفه پارت ۴✨...... که ران و ریندو از پشت سرشون ظاهر...

✨عشق سه طرفه پارت ۳✨✨از زبان یونا ✨وارد اتاق شدم رفتم یه لبا...

پارت ۱۱ زندگی شیرین

پارت جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط