چشتون روز بد نبینه
چشتون روز بد نبینه
دیشب کمر درد داشتم رفتم بیمارستان
یه عامپول برام نوشت آاااااااااااااااااااااااه
به اسب میزدی تا چین تایپه چهارنعل یه نفسه میدوید
الخلاصه
آمپولوزدیم
تا از اتاقه اومدیم بیرون چهارصدونودوهفت نفر مث ارواح ریختم رومون
یکی فشارمیگرفت یکی چوب بستنی میکرد توحلقمون اون یکی میگم زات المعده داری اون یکی میگفت آپاندیست داره تند تند میزنه آخ بمیرم واسه این یکی که گفت قلبت داره یواش یواش میاد سمت راستت باید هرچه سریعتر جلوشوبگیری باید عمل باز بشی
خلاصه اونقد ترسوندنم و هی گفتن هی گفتن که الان دراز کشیدم روی تخت و دارم نفسای آخرمو میکشم وبانوک مماغم براتون مینویسم
فرداهم عمل باز دارم قراره بندازنم جلوی بازا عملم کنن
نشنیدی میگن کموتر باکموتر باز باباز
حالامنم باس برم با بازا
اینم از حکمت این کارورزای گرامیهههه
دیشب کمر درد داشتم رفتم بیمارستان
یه عامپول برام نوشت آاااااااااااااااااااااااه
به اسب میزدی تا چین تایپه چهارنعل یه نفسه میدوید
الخلاصه
آمپولوزدیم
تا از اتاقه اومدیم بیرون چهارصدونودوهفت نفر مث ارواح ریختم رومون
یکی فشارمیگرفت یکی چوب بستنی میکرد توحلقمون اون یکی میگم زات المعده داری اون یکی میگفت آپاندیست داره تند تند میزنه آخ بمیرم واسه این یکی که گفت قلبت داره یواش یواش میاد سمت راستت باید هرچه سریعتر جلوشوبگیری باید عمل باز بشی
خلاصه اونقد ترسوندنم و هی گفتن هی گفتن که الان دراز کشیدم روی تخت و دارم نفسای آخرمو میکشم وبانوک مماغم براتون مینویسم
فرداهم عمل باز دارم قراره بندازنم جلوی بازا عملم کنن
نشنیدی میگن کموتر باکموتر باز باباز
حالامنم باس برم با بازا
اینم از حکمت این کارورزای گرامیهههه
- ۱.۴k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط