{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه

تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه
دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم
رفتم پیشش گفتم
آقا پسر چنده؟
گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"
گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختن؟
یه لبخندی زد و گفت

:مرده شور اون قیافت روببرن اینا خاویاره واکس نیست!اوضیییییی
هیچی هواپیماروبیخیال شدم الان دارم با الاغ میرم هندوراس پیش شکسپیر جووووووون
دیدگاه ها (۱۷)

هشداااار هشدااااااراین موجود سیبیلوووو و سراسر عی...

یکی از فامیلامون رفته با ماشین ته دره رفتیم بیمارستان ملاقات...

چشتون روز بد نبینهدیشب کمر درد داشتم رفتم بیمارستانیه عامپول...

مخوف ترین محل دنیادر خوزستان روییت شدظهر تابستان را در ذهن خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط