{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز های تنهایی را می گذراندم ز سر

روز های تنهایی را می گذراندم ز سر
می گذراندم ولیکن همچو یک در به در

آهی داشتم ز دل یاری نداشتم ز دل
او آمد در قلب من او آمد در یاد من

او هم بود همچو من

شخصی بود هم روح من

ولیکن آغوشی می خواستم و او داد به من

در پی عشقش جست و جو گر بودم و او داد به من
دیدگاه ها (۰)

دارم روش کراش میزنم

برید بنگرید

عیجان

Part:45. #ریاست.عشقکه دیدم ش...

ستاره دنباله دار پارت:۹

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط