{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز های تنهایی را می گذراندم ز سر

روز های تنهایی را می گذراندم ز سر
می گذراندم ولیکن همچو یک در به در

آهی داشتم ز دل یاری نداشتم ز دل
او آمد در قلب من او آمد در یاد من

او هم بود همچو من

شخصی بود هم روح من

ولیکن آغوشی می خواستم و او داد به من

در پی عشقش جست و جو گر بودم و او داد به من
دیدگاه ها (۰)

دارم روش کراش میزنم

برید بنگرید

عیجان

⁨⁨بسیار سوزناک حتما بخوانید👇🏼💔😭خون از لبان چاک چاکش پاک می ک...

قدح که موسم ناموس و نام رفتوقت عزيز رفت بيا تا قضا کنيمعمری ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط