{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گروهى از دانشمندان ،طى تحقيقى ٣ميمون را داخل قفسى قرار دا

گروهى از دانشمندان ،طى تحقيقى ٣ميمون را داخل قفسى قرار دادند.انها از قبل تعدادى موز و نارگيل را در قسمت بالايى قفس گذاشته بودند و از انجا که سقف بسيار بلند بود با نردبانى دسترسى ميمون ها را به انان ممکن کرده بودند.
اما اين ميوه ها غذاى مميون ها نبود،انان براى ميمون ها ،کاهو و کلم ميريختند. و جالب اينجا بود که هر وقت يکى از اين سه ميمون هوس خوردن ميوه به سرش ميزد و از نردبان بالا ميرفت،روى سر دو ميمون ديگر آب سرد ميريختند....
اين کار مدام توسط ميمون ها تکرار ميشد و به تبع دانشمندان هم بيکار نمي نشتند،اما بعد از چند روز دانشمندان ديگر آب نريختند.اين شد که پس از مدتى تا ميمونى قصد ميکرد که از نردبان بالا رود ،دو ميمون ديگر ،به شدت او را کتک ميزدند.
چند ماهى از اين ماجرا گذشت ،...
روزى دانشمندان در قفس را باز کردند ،و سه ميمون ديگر را هم در آن گذاشتد.ميمون هاى تازه وارد و از همه چيز بى خبر،پس از ورود اولين کارى که انجام دادند حمله به سمت موز ها بود. ولى وقتى به نردبان نزديک شدند بار برخورد شديد آن سه ميمون قديمى روبه رو شدند.و عين سابق هر وقت ميمونى بالا ميرفت کتک مىخورد...
پس از گذشت 10 روز از اين حادثه ،انان سه ميمون قديمى را بيرون اوردند و سه ميمون جديد تر در قفس جايگزين کردند.
از انجا که رفتار ميمون هاى قديمى در ميمون هاى نسل دوم تاثير گذاشته بود،انان هم سر ميمون هاى تازه وارد همان بلا را مى اوردند.... و اين داستان يعنى جايگزينى ميمون ها و....مداما تکرار شد تا اين که به نسل هشتم از ميمون هاى تازه وارد رسىدند ،که رفتار ميمون هاى اوليه را انجام ميداند ،منتها با يک تفاوت نسبت به ان ميمون هاى نخستين:
ان هم اينکه ميمون هاى اوليه ميدانستد چرا نبايد اين کار را بکنند،اما آنا هيچ اطلاعى نداشتند....
.
به نظر شما اگر از ميمون هاى اين نسل سوال ميشد چرا هم ديگر براى بالا رفتن از نردبان کتک مىزنيد ،چه ميگفتد.
اين را من به شما ميگويم: شايد ميگفتند"ما نمى دانيم از همان اول اينجور بوده"

و اما شما اينو شما به "خودتون " جواب بديد:
چقد از رفتار هامون اينجوره؟چقدر فلسفه و دلايل عقلى کارهايى روکه انجام ميدهيم ميدونيم .
.
همه تون بهتر از من حقير ميدونيد که: اعمال ما اگه بر حسب عادت انجام بشه ،پيش خدا ارزشى...

"تو رو خدا بياين تو اين ماه عزيز، مراقب اعمالمون باشيم و نزاريم عادتى بشن . "
دیدگاه ها (۶)

در اوزاکا، شیرینی‌سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیر...

ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود. من آن‌چنان ترسیده بو...

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده...

روزي بود، روزگاري بود. گوسفند سياهي هم بود. روزي گوسفند همان...

🔻بعثت مردم هم جزو دستاوردهای قالیباف شد/ چرا رئیس مجلس دربار...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

پارت ۴۱ — چیزی که باقی مانده بودقصر آن شب بیش از همیشه ساکت ...

🧁 پارت دوم | قنادی‌ای که بوی امید می‌دادسه روز از افتتاح Swe...

Custom bride part : 5

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

یک گروه از دانشمندان پنج میمون را در قفسی گذاشتند و در وسط ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط