{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمع شون میکنی تو بغلت بعدش یکی یکی پرت شون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتها یک سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمی تونی پرت شون کنی …

💝 به سلامتی همه ی دوستای بامرام و با معرفت💝
دیدگاه ها (۱)

دوستی مثل متکا میمونهوقتی خسته ای بهش تکیه میکنیوقتی خوشحالی...

رسم رفاقـــــــــــت اینه کهبا رفیـــــق پیر شــــــــــــین...

😜 😜 😂 😂

خدایا بخاطر همه چیز ممنونم🙏 🙏

سناریو بلولاک

شب تولدم پارت 55فصل دوم پارت 26جونگ کوک: داری دیوونم میکنی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط