{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲
لئو با چشم‌هایی که برق عجیبی در اونها بود، به مایکل خیره شد. «این دیگه چه نوع بازپروری بود که شما داشتید انجام می‌دادید؟» لحنش تمسخرآمیز بود.

مایکل قهقهه زد: «اوه، لئو! نگران نباش. عزی داره لطف می‌کنه و به گناه‌کارای خسته کمک می‌کنه.» بعد خم شد و توی گوش عزی یه چیزی زمزمه کرد که باعث شد گونه‌های عزی سرخ بشه.

لئو ناخودآگاه مشت‌هاش رو گره کرد. «بعضی وقتا… بازپروری کار سختیه، مایکل. مخصوصاً وقتی که طرف مقابل… دلایل شخصی خودش رو داشته باشه.»

عزی متوجه کشمکش بین اون دو شد و سعی کرد بحث رو عوض کنه: «لئو، پرونده‌های جدید رو آوردی؟»

لئو چند قدم جلو اومد و پرونده‌ها رو روی میز پرت کرد. صدای برخوردشون توی سکوت اتاق پیچید
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳درِ دفتر که پشت سر مایکل بسته شد، هوا دوباره سنگین شد....

احساس میکنم توی پارت ۳ سناریوم لئو مثل یه بچه ۱۰ ساله نشون د...

اسم اهنگگگگگگ؟؟

اسم آهنگ رو میدونید؟؟

پارت 134

پارت87

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط