part
༺ཌ༈part⁴༈ད༻
ایساگی سعی کرد جلوشونو بگیره دز خالتی ک اونا داشتن هم خودشون هم خونرو به گ*ا میدادن
بئاتریس بعد از گا*یدن الیزابت رو به جکی کرد
_هوی تو نمیتونی بری پیس اون خا*مالای دولت؟
ایسا: احمق خب همه میدونن اینو دزدیدی میرفت بدتر لو میریفتی
_پس یعنی بازم باید برم سراغ سه کله پوک؟
الیزابت /ایساگی: متاسفانه بله
_من با داداشم عمرا حرف بزنم به میا و اکیرا میگم به اون عمرا
الی: اسنیل رو میگی؟(اسنیل هن واوسیشو نساختع ولی داداش خودمه)
الیزابت به سمت در رفت و به روباه تبدیل شد
الی: میرم میارمشون خیالتون راحت زود میام
پنج روز بعد*
الیز با اکیرا و ساتورو برگشت به خونه
اکیرا یا همون خرس
ساتورو مار
و اسنیل برادر دوقلو ی ناهمزاد بئاتریس اژدهای سرخ
سه دزد حرفه ای یا به قول بئاتریس سه کله پوک
اژدها ها همه یک شگل دارند با قدرت متفاوت تنها شباهتشون در قدرت نامیرایی شونه
اکیرا:هه بچه جمع کردی دور خودت سوسکی؟
میا:فقط شون الیز اومده بود اومدما وگرنه هیچ علاقه به کمک بهت ندارم
بئاتریس: ببندید ک. صمشنگا
اکیرا: ک. یر منم نیستی ببخشیدا
بئاتریس جلو رفت تا اکیرا رو پاره کنه ولی ایساگی نزاشت
بئاتریس دمشو فعال کرد تا ایساگی بازی کنه باهاش
غذا رو برای همه اوردن و چون ک ایساگی غذاشو خورده بود الان داشت بازی میکرد
اکیرا: باورم نمیشه مهدکودک راه انداختی
بئاتریس: خفه
میا: اکیرا بس کن میزنه به سرش باز جرمون
میده
بئا: برای این کمکتووو خواستم چون بازم دولت داره زر زر میکنه
با کارایی ک دارن انجام میدن احتمال اینکه پیدامون کنن زیاده
اکیرا: حق دارن خب میخواستی بعد صد سال دوباره یهو پیدات شد زدی بز دزدیدی
اکیرا نگاهی به جکی انداخت
اکیرا: هوی بز بزه قندی چند ساله؟
جکی: شونزده چطور
اکیرا: میا دیدی گفتم پدوفیله
میا: باورم نمیشه... بئاتریس توهم؟؟
بئاتریس: خب من مگه مقصرم بیشتر میزد
جکی: یعنیداری میگی قیافه من شبی پیر پاتالاس؟
بئا: نه خیر بهت نمیخوره ک تازه داری به سن بلوغ میرسی
جکی: دلیل بیار
بئا به سینه های جکی اشاره کرد درسته جکی اب شد از خجالت ولی این ک قانع شد کافیه
اکیرا: جکی میدونی چرا تو اینجایی؟
جکی به اکیرا با قیافه سوالی نگاه میکرد و میخواست دلیلو بفهمه
جکی از وقتی پیشه بئاتریس بود تقریبا یه بارم به این موضوع فکر نکرده بود
جکی: نه چرا؟
.........
پارت بعد میخواین؟ سی لایک
ایساگی سعی کرد جلوشونو بگیره دز خالتی ک اونا داشتن هم خودشون هم خونرو به گ*ا میدادن
بئاتریس بعد از گا*یدن الیزابت رو به جکی کرد
_هوی تو نمیتونی بری پیس اون خا*مالای دولت؟
ایسا: احمق خب همه میدونن اینو دزدیدی میرفت بدتر لو میریفتی
_پس یعنی بازم باید برم سراغ سه کله پوک؟
الیزابت /ایساگی: متاسفانه بله
_من با داداشم عمرا حرف بزنم به میا و اکیرا میگم به اون عمرا
الی: اسنیل رو میگی؟(اسنیل هن واوسیشو نساختع ولی داداش خودمه)
الیزابت به سمت در رفت و به روباه تبدیل شد
الی: میرم میارمشون خیالتون راحت زود میام
پنج روز بعد*
الیز با اکیرا و ساتورو برگشت به خونه
اکیرا یا همون خرس
ساتورو مار
و اسنیل برادر دوقلو ی ناهمزاد بئاتریس اژدهای سرخ
سه دزد حرفه ای یا به قول بئاتریس سه کله پوک
اژدها ها همه یک شگل دارند با قدرت متفاوت تنها شباهتشون در قدرت نامیرایی شونه
اکیرا:هه بچه جمع کردی دور خودت سوسکی؟
میا:فقط شون الیز اومده بود اومدما وگرنه هیچ علاقه به کمک بهت ندارم
بئاتریس: ببندید ک. صمشنگا
اکیرا: ک. یر منم نیستی ببخشیدا
بئاتریس جلو رفت تا اکیرا رو پاره کنه ولی ایساگی نزاشت
بئاتریس دمشو فعال کرد تا ایساگی بازی کنه باهاش
غذا رو برای همه اوردن و چون ک ایساگی غذاشو خورده بود الان داشت بازی میکرد
اکیرا: باورم نمیشه مهدکودک راه انداختی
بئاتریس: خفه
میا: اکیرا بس کن میزنه به سرش باز جرمون
میده
بئا: برای این کمکتووو خواستم چون بازم دولت داره زر زر میکنه
با کارایی ک دارن انجام میدن احتمال اینکه پیدامون کنن زیاده
اکیرا: حق دارن خب میخواستی بعد صد سال دوباره یهو پیدات شد زدی بز دزدیدی
اکیرا نگاهی به جکی انداخت
اکیرا: هوی بز بزه قندی چند ساله؟
جکی: شونزده چطور
اکیرا: میا دیدی گفتم پدوفیله
میا: باورم نمیشه... بئاتریس توهم؟؟
بئاتریس: خب من مگه مقصرم بیشتر میزد
جکی: یعنیداری میگی قیافه من شبی پیر پاتالاس؟
بئا: نه خیر بهت نمیخوره ک تازه داری به سن بلوغ میرسی
جکی: دلیل بیار
بئا به سینه های جکی اشاره کرد درسته جکی اب شد از خجالت ولی این ک قانع شد کافیه
اکیرا: جکی میدونی چرا تو اینجایی؟
جکی به اکیرا با قیافه سوالی نگاه میکرد و میخواست دلیلو بفهمه
جکی از وقتی پیشه بئاتریس بود تقریبا یه بارم به این موضوع فکر نکرده بود
جکی: نه چرا؟
.........
پارت بعد میخواین؟ سی لایک
- ۸.۹k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط