{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عجب از فصل پاییز و عجب از رسم مهمانی

عجب از فصل پاییز و عجب از رسم مهمانی
درختی خشک می مانم در این سرمای طولانی

زمین سرد و هوا سرد و تمام فصل خشکیده
صدای خش خش برگ و صدای بغض پنهانی

رها از دست من یار و نگاهی مانده بر راهم
امان از فصل پاییز و امان از اشک پنهانی

قفس باز و پرم باز و نگاه اسمان با من
ندارم میل ازادی از این اوضاع بحرانی

صدای باد و باران و صدای جغد می آید
من و چای و دو خط شعر و همین احوال طوفانی
دیدگاه ها (۳)

آسمان حال تو و حال دلم یک جور است !!تو چرا تیره شدی؟نکند تنه...

عشقم...داری این متنو میخونی؟!؟!؟!ازت دلگیرم......چرا؟؟؟؟؟من....

تقدیم به پادشاه تموم لحظه هاممینویسم از یه مردی که وجودش جون...

گفتم: دعاچیست؟گفتند: طلب نیازازبی نیازگفتم: التماس دعاچیست؟گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط