{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان دل کندم ازتو و دنیا

چنان دل کندم ازتو و دنیا


که شکلم شکل تنهاییست


ببین مرگ مارو در خود


که مرگ من تماشائیست


مرا در اوج می خواستی


تماشا کن تماشا کن


دروغ پنداشتی دیروزم


مرا امروز حاشا کن


در این دنیا که حتی ابر هم


نمی گرید به حال تو


تو هم از من گریزانی


تو هم بگریز از این تنها


فقط اسمی به جا ماند


ازآن چه بودم و هستم


دلم چون دفترم خالیست


قلم خشکیده در دستم


گره افتاده در کارم


به خود کرده گرفتارم


به جز در خود فرو رفتن


چه راهی پیش رو دارم


همش خود درد من بودند


گمان کردم که همدردند


شگفتا از عزیزانی


که هم آواز من بودند


به سوی اوج ویرانی


پل پرواز من بودند …/ امیر
دیدگاه ها (۱۴)

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خو...

*فکر نکنید دوباره غمگینم ها. فقط شعر جالبی بود برای همین فرس...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خوی...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست.ببین مرگ مرا در خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط