{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنکای نفست را

خنکای نفست را
روی گونه هایم حس می کنم
تنم چون شرجی تابستان
به شرم می نشیند
برایم شربت پونه وعسل می ریزی
ومن جرعه جرعه می نوشم
لبهای تو همان تعبیر یخ در بهشت است !!! #با_تو_بودن_را_با_دنیا_عوض_نمی_کنم
دیدگاه ها (۵)

و تُو را هر چقدر در آغوش کشیدم باز دلم خواستو تُو را هر چقد...

این روزها بوسیدن ... دست دادن و به آغوش ڪشیدن را ممنوع ڪردند...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۲4

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁶با صدای قدم‌هاش چشم‌هامو باز کردم.همی...

Part ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط