{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخشی از نامۀ فرانتس کافکا به دوستش اسکار پولاک :

بخشی از نامۀ فرانتس کافکا به دوستش اسکار پولاک :



«… فکر می‌کنم اصولاً آدم باید کتاب‌هایی بخواند که گازش می‌گیرند و نیشش می‌زنند. اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمه‌مان و بیدارمان نکند، پس چرا می‌خوانیمش؟ که به قول تو حال مان خوش بشود؟ بدون کتاب هم که می‌شود خوش حال بود. تازه لازم باشد، خودمان می‌توانیم از این کتاب‌هایی بنویسیم که حال مان را خوش می‌کند. ما اما نیاز به کتاب‌هایی داریم که مثل یک ناخوش حالی ِ سخت دردناک متاثرمان کند؛ مثل مرگ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم؛ مثل زمانی که در جنگل‌ها پیش می‌رویم، دور از همهٔ آدم‌ها؛ مثل یک خودکشی. کتاب باید مثل تبری باشد برای دریای یخزدهٔ درونمان…»



ترجمه ی ناصر غیاثی
دیدگاه ها (۶)

ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺳﻪ ﺳﺎﻟﺶ ﺑﻮﺩ، ﯾﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ . ﺗﺎﺯﻩ ﻋﻘﻞﺭﺱﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ؛ ﺁﻥﻗﺪﺭﯼ ...

سند مرکب (الاغ)درزمان قاجاریه

پژواگ در دنیا بی صدا

#Hidden_Love_With_One_Of_The_Seven_Princes#عشق_مخفی_با_یکی_ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط