{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من سپید به تن کرده ام ، و تو سیاه ،

من سپید به تن کرده ام ، و تو سیاه ،
من عشق کرده ام ، و تو گناه !؟
ناف ِ مرا چه ناز بریده اند ،
بزور هم شده تو را ندیده اند !!
دنیا بروی من ، موج میزند وفا ،
بی مرز ، تو را کشانده بر ساحل ِ جفا !
اقبال کوچه ایست ، از ابتدایش برای من طلا ست ،
انگار جای تو بن بست ِ خانه یی پر از عزاست !
هر شب سرم به بالش ِ لطیف ِ واژه هاست ،
گویی سر ِ تو ، بزیر ِ کوهی شکفته از بلاست !
من با پدر ، تو ناپدر ، جانا ببخش در این گذر !
ای روزگار ، نقش ات بس است بدین ثمر !
من خسته و تو دلشکسته ، از این روزگار ِ غم ،
در آرزو ، و اضطراب ِ نیامدن ِ بهار ِ جم !
ما حاصلیم ز یک هوس ،....................
خدا کجایی بفریاد ِ بی کسان برس !!!!!!
نشسته یی و کنون ، سکوت پیشه ات ؟
این گونه بود ؟ نبود ! بزرگی ، قداست ، و ریشه ات !
دیدگاه ها (۱)

پس کی درس می خونی؟ کی بازی می کنی؟ کی زندگی می کنی؟ اصلا زند...

خانه ما دیوار ندارد می توانی بیایی گاهی سر بزن نترس واگیر ند...

حمایت کردن از بیماران نیازمند همیشه به معنای ساپورت کردن از ...

آجر های خانه ات به اندازه درد دستهایم کودکی نکردنم چشمهایم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط