{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه ی پارت ⁵.....

ادامه ی پارت ⁵.....

ات: چرا وایسادی؟!
جونکوک: براچی کشیدیم اینجا!!
ات: گفتم که من فقط....
جونکوک: میخوای بلایی که سره خودت اومده سره کسه دیگه ای نیاد !! ولی ات....
ات: هوم؟!
جونکوک: ات! .... راستش من ...

[آیا جونکوک ایندفعه میتونست رو غرورش پا بزاره؟!]

جونکوک: من عاشق شدم !!
ات: عا...عاشق؟!
جونکوک: اوهوم...
ات: خب به من چه ربطی داره؟!!!
جونکوک: خب من...من ...عاشق تو شدم!!!
ات: وایسا...چییییی!!!!
جونکوک: چیزه عجیبی گفتم؟!
ات: آخه تو دوست دختر داری و ...
جونکوک: برام مهم نیست!!
ات: جونکوک....

فردا صبح: ..‌‌‌...

ادامه دارد......

قرار بود پارت پنج پارته آخر باشه ولی دیگه یه چیزایی پیش اومد که نشد🙃....
دیدگاه ها (۰)

Part: ....آخراز خونه زدی بیرون ....گوشیت رو از تو کیفِت درآو...

ادامه ی پارت آخر....رفتین تا حیاط رو نگاهی بندازین که یهو دس...

Part: ⁵ جینا با صورتی که معلوم بود خیلی زورش اومده اومد سمتت...

---Chapter: 1Rāz dar Rag-hāPart 20---📍 ویو: الارفتم از پله‌ه...

dark love

#مافیای زورگو🖤#پارت:۱ویو ات امروز مثل روز های دیگه از خواب ب...

سلامممم معرفی فیک جدیدو ای صحبت کوچیک خب خب خبشخصیت های اصلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط