بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت سوم :
2- یک موقف برای إن شاء الله نیز تعلیمی و تربیتی میباشد؛ می فرماید: هیچگاه برای آینده، وعدۀ قطعی نده، تو چه میدانی که در آینده هستی یا نه؛ -یا- میتوانی به وعدهات عمل کنی یا خیر؛ -یا اصلاً به یادت میماند یا فراموش خواهی کرد؟! بلکه همیشه بگو: إن شاء الله - اگر خدا بخواهد؛ چنین خواهم کرد.
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍإِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا - و هرگز نگو من حتماًفردا كاری انجام می دهم.(23)
إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا - مگر اینکه بگویی: اگر خدا بخواهد. و هرگاه گفتن ان شاءالله را از یاد بردی،پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیکتر باشد، راهنمایی کند رشد دهد.(24)(سوره کهف آیه 23 و 24)
3 - موقف سوم، هنگام مواجه با عظمت و خیری است که میدانیم از ما نبوده و هیچ نقشی، حتی به عنوان واسطه در آن نداشتیم، لذا مقابلش ما شآءَ الله می گوییم؛ مثل این که گفته شود: چه دریای با عظمتی، یا چه آفتاب درخشانی، ما شآءَ الله - و یا آرزویی است که کاری از ما برای تحقق آن بر نمیآید؛ لذا به صورت دعا إن شاء الله می گوییم؛ مانند این که در خشکسالی میگوییم: إن شاء الله باران ببارد.
إن شاء اللّهی که هیچ گاه محقق نمیگردد
دستۀ سوم از إن شاء الله گفتنها، هیچگاه محقق نمیگردد، چرا که کار خداوند سبحان،علیمانه و حکیمانه می باشد، برای هر چیزی، اندازههای معینی گذاشته است.
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ -مائیم که هر چیزی را به با اندازه آفریدیم. (سوره قمر آیه 49)
و نظام علّی علّت و معلول را بر همه چیز حاکم نموده است؛لذا اگر علّت نباشد، معلول نیز نخواهد بود و کار با إن شاء الله و ما شآءَ اللَّهُ گفتن به انجام نمی رسد!
حضرت موسی علیه السلام، از عبد صالح خضر علیه السلام، اجازه خواست او را تبیعت کند، تا از علم رشدی که به او داده شده بود، بیاموزد. حضرت خضر علیه السلام نفرمود که تو خودت پیامبر اولی العزمی - و نفرمود: به به، چه همراهیِ خوبی بین دو پیامبر! بلکه فرمود: إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا -تو توان صبر، پایداری و استقامت با من را نداری؛ (سوره کهف آیه 67)
و البته علّت را نیز بیان نمود، یعنی در همین پاسخ، علم رشد را به او تعلیم داد؛ و فرمود:وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا -و چگونه میتوانی بر چیزی که به آن احاطه علمی خبری نداری شکیبایی ورزی؟!(سوره کهف آیه 68)(ادامه دارد...)
قسمت سوم :
2- یک موقف برای إن شاء الله نیز تعلیمی و تربیتی میباشد؛ می فرماید: هیچگاه برای آینده، وعدۀ قطعی نده، تو چه میدانی که در آینده هستی یا نه؛ -یا- میتوانی به وعدهات عمل کنی یا خیر؛ -یا اصلاً به یادت میماند یا فراموش خواهی کرد؟! بلکه همیشه بگو: إن شاء الله - اگر خدا بخواهد؛ چنین خواهم کرد.
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍإِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا - و هرگز نگو من حتماًفردا كاری انجام می دهم.(23)
إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا - مگر اینکه بگویی: اگر خدا بخواهد. و هرگاه گفتن ان شاءالله را از یاد بردی،پروردگات را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به چیزی که از این به صواب و مصلحت نزدیکتر باشد، راهنمایی کند رشد دهد.(24)(سوره کهف آیه 23 و 24)
3 - موقف سوم، هنگام مواجه با عظمت و خیری است که میدانیم از ما نبوده و هیچ نقشی، حتی به عنوان واسطه در آن نداشتیم، لذا مقابلش ما شآءَ الله می گوییم؛ مثل این که گفته شود: چه دریای با عظمتی، یا چه آفتاب درخشانی، ما شآءَ الله - و یا آرزویی است که کاری از ما برای تحقق آن بر نمیآید؛ لذا به صورت دعا إن شاء الله می گوییم؛ مانند این که در خشکسالی میگوییم: إن شاء الله باران ببارد.
إن شاء اللّهی که هیچ گاه محقق نمیگردد
دستۀ سوم از إن شاء الله گفتنها، هیچگاه محقق نمیگردد، چرا که کار خداوند سبحان،علیمانه و حکیمانه می باشد، برای هر چیزی، اندازههای معینی گذاشته است.
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ -مائیم که هر چیزی را به با اندازه آفریدیم. (سوره قمر آیه 49)
و نظام علّی علّت و معلول را بر همه چیز حاکم نموده است؛لذا اگر علّت نباشد، معلول نیز نخواهد بود و کار با إن شاء الله و ما شآءَ اللَّهُ گفتن به انجام نمی رسد!
حضرت موسی علیه السلام، از عبد صالح خضر علیه السلام، اجازه خواست او را تبیعت کند، تا از علم رشدی که به او داده شده بود، بیاموزد. حضرت خضر علیه السلام نفرمود که تو خودت پیامبر اولی العزمی - و نفرمود: به به، چه همراهیِ خوبی بین دو پیامبر! بلکه فرمود: إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا -تو توان صبر، پایداری و استقامت با من را نداری؛ (سوره کهف آیه 67)
و البته علّت را نیز بیان نمود، یعنی در همین پاسخ، علم رشد را به او تعلیم داد؛ و فرمود:وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا -و چگونه میتوانی بر چیزی که به آن احاطه علمی خبری نداری شکیبایی ورزی؟!(سوره کهف آیه 68)(ادامه دارد...)
- ۶۷۶
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط