{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار تویی

بهار تویی

که می آیی و دستهایم 

شکوفه می دهند ناغافل

تویی که با تمامِ خستگی

باز هم آرامشی

باز هزار ستاره ی بی افول

هزار پروانه ی بیقرار 

هزار شوق بی دلیل را

در خلوتِ آغوشِ من

میریزی انگار 

بهار تویی!!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۸)

از بهار تقویم می مانداز مناستخوان هایی که تو را دوست داشتند!...

من سرم درد می کندبرای دعواهایی کهبا هم نکردیملعنتیچقدر مهربا...

مسیر خانه ات رااز حافظه ی کفش هایم پاک کرده امغمگین نباش خود...

من امروزبرایهمه ی آنها که ندانستند تو از آن منیو برای داشتنت...

مرضیه جانم...❤️دیدارت، شبیه آمدنِ بهار به شهری‌ست که سال‌ها ...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط