{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تاریکی میترسیدم که چشمانت به سرم آمد...

از تاریکی میترسیدم که چشمانت به سرم آمد...
دیدگاه ها (۰)

💔میبینمت، بیش از همیشه بیقرارممیبیندت، میبینی اش، من بغض دار...

اگه دوستت نداشته باشههر کاری ام بکنی بازم دوستت نداره به زبا...

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید امدی و همه ی فرضیه ها ریخت...

در این هوای بهاری شدم دوباره هواییبهار میرسد اما... بهار من!...

بچه که بودم از تاریکی میترسیدم ...اما الان:)

وقتی از زندگی ناامید شدم چشمانت به یادم امد تا ابد غرق شدم ...

من یکبار این بلا سرم امد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط