p
p⁸
_ _ _
قسمت ۸ : کار ناتمام
ویو ا/ت
خیلی خسته بودم وقتی به عمارت رسیدیم به اتاق مشترکمون که از این به بعد قرار پیش هم بمونیم رفتم با همون لباس عروس پف پفی رو تخت دراز کشیدم چشمام سنگین بود ولی باید حموم می رفتم و لباسام رو عوض میکردم وقتی داشتم لباس عروس رو از تنم در میآوردم دستم به زیپ نمی رسید خیلی تقلا کردم اما...........................(کرم ریزم)
تونستم بازش کنم (فک کردی😂) رفتم حموم ی دوش ۲۰ مین گرفتم رفتم تا ی لباس خواب بپوشم اما همشون خیلی باز و سکسی بودن اگه من اینارو بپوشم شب اول کارم تمومه ولی خب اون الان شوهرمه پس ی لباس سکسی قرمز که با پوست بلوریم خیلی جذاب تر شده بود پوشیدم رفتم و خامه بدنی که بوی بستنی داشت و کمی اکلیل به پوستم زدم که پوستم مثل بچه ها خوردنی و نرم شده بود ولی خیلی وقت بود که خبری از وی نبود همین که این رو گفتم وی اومد داخل کلا ی شرتک مشکی نایک تنش بود با بالا تنه لخت و سکسی و عضله ای که موهای خیسش روی صورتش ریخته بود وای دوباره قلبم لعنت بهش
- - -
ویو وی
داشتم میرفتم تو اتاق مشترکمون که گوشیم زنگ خورد جونگکوک بود (علامت جونگکوک × )
× بهت تبریک میگم بالاخره مال خودت شد
_ ممنون (تقریبا سرد)
× راستی شکار فردا شبت آماده است اونم چه شکاری اینبار به جای ماهی نهنگ شکار کردیم آدرس رو برات میفرستم فردا ساعت ۹
_ باش خوشحالم کردی از سهم خودم باهات شریک میشم (بچه ها جونگکوک هم خون اشام) ولی طرف کی هس
×یکی از پولدار ترین و گردن کلفت ترین مافیا سئول خیلی سر سخت اما فردا کارش تمومه
_ منظورت همون پارک مینهو اشغال
× دقیقا
_ کارت عالی بود الان کار دارم بعدا دوباره تماس میگیرم
گوشی رو قطع کردم رفتم تو اتاق که دیدم ا/ت رفته حموم منم رفتم اتاق کار خودم و اونجا رفتم حموم بعد از ۱۵ مین از حموم در اومدم و فقط ی شرتک پوشیدم چون عادتمه که با بالا تنه ی لخت بخوابم اما از شانس بدم امروز نمیتونم کاری با ا/ت کنم چون تشنمه و نیاز به غذا دارم و اگ امشب اینکارو کنم با بوی انسانی که داره کنترلم رو از دست میدم از اتاق کارم خارج شدم و به اتاق مشترکمون رفتم ا/ت رو دیدم که چقدر سکسی شده بود پوستش میدرخشید و پوست بلورش با اون بیکنی قرمز تحریکم میکرد اما سعی داشتم کنترل کنم که دیدم تو چشمام زل زده
میتونی موهامو سشوار بکشی
_ مگه خودت دست نداری
واقعا که یبار ازت ی چیز خواستم
_ باش حالا قهر نکن
سشوار رو برداشتم شروع کردم به خشک کردن موهای طلایی فرفریش ا/ت واقعا جذاب بود که یهو .........................................
.........................................
( مریضIm )
دیگه نتونستم و به سمت خودم برگردوندمش و لبای پفکیش رو بوسیدم انگار عتشم بیشتر به خاطر لبای ا/ت بود
ویو ا/ت
همینجور که وی داشت سشوار میکشید مورمورم میشد و خوابم میگرفت آخه من از اون دسته دخترایی هستم که وقتی یکی موهامو به بازی بگیره و یا لمسش کنه احساساتی میشم که یهو احساس کردم صدای سشوار قطع شد و به سمت وی برگردونده شدم و وی شروع کرد با ولع بوسیدن خیلی عمیق میبوسید و منم داشتم لذت میبردم و همراهی میکردم که جوری عمیق مک میزد خون رو تو دهنم احساس کردم که گاز محکمی از لب پایینم گرفت که احساس درد شدیدی کردم که دیدم سریع ازم جدا شد و به بیرون اتاق رفت چرا اینجوری کرد از کارش ناراحت شدم ولی گفتم شاید دلیلی داشته که احساس بدی تو ی لبم کردم رفتم جلو اینه که دیدم تو دهنم جای دو تا نیش دندونه از تعجب داشتم شاخ در میاوردم اول کمی ترسیدم ولی از خستگی زیاد به سمت تخت رفتم و سرم رو زمین نزاشته خوابم برد
- - -
ویو وی
دیدم داره همکاری میکنه منم بیشتر تحریک شدم که یهو دیدم از کنترل باز خارج شدم سریع ازش جدا شدم و از اتاق بیرون رفتم و به سمت اتاق کارم رفتم لعنت بهش کارم ناتموم موند تصمیم گرفتم امشب رو اینجا بخوابم تا کار دستش ندم تا فردا که غذام رو آماده کنم پس سعی کردم با حال بدم بخوابم
پایان قسمت ۸
منتظر باش !
حمایت یادت نره که پارت بعدی خیلی خوبه 🫠
_ _ _
قسمت ۸ : کار ناتمام
ویو ا/ت
خیلی خسته بودم وقتی به عمارت رسیدیم به اتاق مشترکمون که از این به بعد قرار پیش هم بمونیم رفتم با همون لباس عروس پف پفی رو تخت دراز کشیدم چشمام سنگین بود ولی باید حموم می رفتم و لباسام رو عوض میکردم وقتی داشتم لباس عروس رو از تنم در میآوردم دستم به زیپ نمی رسید خیلی تقلا کردم اما...........................(کرم ریزم)
تونستم بازش کنم (فک کردی😂) رفتم حموم ی دوش ۲۰ مین گرفتم رفتم تا ی لباس خواب بپوشم اما همشون خیلی باز و سکسی بودن اگه من اینارو بپوشم شب اول کارم تمومه ولی خب اون الان شوهرمه پس ی لباس سکسی قرمز که با پوست بلوریم خیلی جذاب تر شده بود پوشیدم رفتم و خامه بدنی که بوی بستنی داشت و کمی اکلیل به پوستم زدم که پوستم مثل بچه ها خوردنی و نرم شده بود ولی خیلی وقت بود که خبری از وی نبود همین که این رو گفتم وی اومد داخل کلا ی شرتک مشکی نایک تنش بود با بالا تنه لخت و سکسی و عضله ای که موهای خیسش روی صورتش ریخته بود وای دوباره قلبم لعنت بهش
- - -
ویو وی
داشتم میرفتم تو اتاق مشترکمون که گوشیم زنگ خورد جونگکوک بود (علامت جونگکوک × )
× بهت تبریک میگم بالاخره مال خودت شد
_ ممنون (تقریبا سرد)
× راستی شکار فردا شبت آماده است اونم چه شکاری اینبار به جای ماهی نهنگ شکار کردیم آدرس رو برات میفرستم فردا ساعت ۹
_ باش خوشحالم کردی از سهم خودم باهات شریک میشم (بچه ها جونگکوک هم خون اشام) ولی طرف کی هس
×یکی از پولدار ترین و گردن کلفت ترین مافیا سئول خیلی سر سخت اما فردا کارش تمومه
_ منظورت همون پارک مینهو اشغال
× دقیقا
_ کارت عالی بود الان کار دارم بعدا دوباره تماس میگیرم
گوشی رو قطع کردم رفتم تو اتاق که دیدم ا/ت رفته حموم منم رفتم اتاق کار خودم و اونجا رفتم حموم بعد از ۱۵ مین از حموم در اومدم و فقط ی شرتک پوشیدم چون عادتمه که با بالا تنه ی لخت بخوابم اما از شانس بدم امروز نمیتونم کاری با ا/ت کنم چون تشنمه و نیاز به غذا دارم و اگ امشب اینکارو کنم با بوی انسانی که داره کنترلم رو از دست میدم از اتاق کارم خارج شدم و به اتاق مشترکمون رفتم ا/ت رو دیدم که چقدر سکسی شده بود پوستش میدرخشید و پوست بلورش با اون بیکنی قرمز تحریکم میکرد اما سعی داشتم کنترل کنم که دیدم تو چشمام زل زده
میتونی موهامو سشوار بکشی
_ مگه خودت دست نداری
واقعا که یبار ازت ی چیز خواستم
_ باش حالا قهر نکن
سشوار رو برداشتم شروع کردم به خشک کردن موهای طلایی فرفریش ا/ت واقعا جذاب بود که یهو .........................................
.........................................
( مریضIm )
دیگه نتونستم و به سمت خودم برگردوندمش و لبای پفکیش رو بوسیدم انگار عتشم بیشتر به خاطر لبای ا/ت بود
ویو ا/ت
همینجور که وی داشت سشوار میکشید مورمورم میشد و خوابم میگرفت آخه من از اون دسته دخترایی هستم که وقتی یکی موهامو به بازی بگیره و یا لمسش کنه احساساتی میشم که یهو احساس کردم صدای سشوار قطع شد و به سمت وی برگردونده شدم و وی شروع کرد با ولع بوسیدن خیلی عمیق میبوسید و منم داشتم لذت میبردم و همراهی میکردم که جوری عمیق مک میزد خون رو تو دهنم احساس کردم که گاز محکمی از لب پایینم گرفت که احساس درد شدیدی کردم که دیدم سریع ازم جدا شد و به بیرون اتاق رفت چرا اینجوری کرد از کارش ناراحت شدم ولی گفتم شاید دلیلی داشته که احساس بدی تو ی لبم کردم رفتم جلو اینه که دیدم تو دهنم جای دو تا نیش دندونه از تعجب داشتم شاخ در میاوردم اول کمی ترسیدم ولی از خستگی زیاد به سمت تخت رفتم و سرم رو زمین نزاشته خوابم برد
- - -
ویو وی
دیدم داره همکاری میکنه منم بیشتر تحریک شدم که یهو دیدم از کنترل باز خارج شدم سریع ازش جدا شدم و از اتاق بیرون رفتم و به سمت اتاق کارم رفتم لعنت بهش کارم ناتموم موند تصمیم گرفتم امشب رو اینجا بخوابم تا کار دستش ندم تا فردا که غذام رو آماده کنم پس سعی کردم با حال بدم بخوابم
پایان قسمت ۸
منتظر باش !
حمایت یادت نره که پارت بعدی خیلی خوبه 🫠
- ۳.۳k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط