{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم

پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم
ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم
گفت رویت ز چه نیلی شده زهرای سه ساله
مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

داستان عاشقانه جدید

رقیه بنت الحسین

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط