{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از شهر می رانند عاشق پیشه ها را

از شهر می رانند عاشق پیشه ها را
فرهادها را، کوهها را، تیشه ها را

کَندند و خُشکاندند و سوزاندند در باغ
گلبرگها را، ساقه ها را، ریشه ها را

دنیا دلش سنگ است در پستو نهان کن
آیینه ها را، کوزه ها را، شیشه ها را

ای مرغ غمگین قفس آرام منشین
فریاد کن دلتنگی اندیشه ها را

این جنگل آشفته جای شیرها نیست
ارزانی کفتارها کن بیشه ها را
دیدگاه ها (۲)

همه رفتند ، فقط من عقب قافله ام . . .بی حواسم ، کسلم ، ساکت ...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟گذری کن که ز غم راه گذر نیس...

دست بٌردم که کِشم تیرِ غمش را از دلتیرِ دیگر زد و بردوخت دل ...

کس نیست در این گوشه فراموش‌تر از من...ای گل به خیالِ تو هم آ...

از شهر می رانند عاشق پیشه ها رافرهادها را، کوهها را، تیشه ها...

حسن سلیمانی

سید علی اشرف شریعتمداری

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط