{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

The Queen of My Heart ❤️👑

The Queen of My Heart ❤️👑
(ملکه قلب من)
پارت ۳۱

ویو لیاـ
با یه لبخند مصنوعی درو باز کردم
آرین تا منو دید دست به کمر ایستاد و با یه لبخند کج نگام کرد
به اطرافش نگاه کردم و متوجه شدم که تنها نیست و چند نفر دیگه همراهشن

آرین: اهو همونطور که انتظارشو دادشتم

آرین یک قدم جلو اومد و دستشو به صورتم نزدیک کرد

نمیخاستم بهم دست بزنه برا همین به بهونه خاروندن مچ پام خم شدم

آرین: هی تو..🤨

لیا: اخیییش..اهم ببخشید میخارید

آرین: میخای برات بخارونم😜

با این حرفش کایا از جاش تکون خورد
نمیخاستم همو ببینن
درو هل دادم که جلوی کایا رو بگیرم
ولی این باعث شد که در به پیشونی کایا برخورد کنه

آرین: چی بودش🤨

لیا: اه لعنتی... لئو! چند بار گفتم پشت در نخواب.

آرین: مطمئنی سگه

لیا: نه اشتباه دیدم سگ روبروم وایستاده

آرین: حیف که خوشگلی وگرنه..

لیا: خیلی خب دیگه بسه گورتو گم کن

آرین لباشو گاز گرفت و چشماشو ریز کرد و بهم نزدیک شد

آرین: اگه نکنم چی..؟

لیا: اونوقت کاری میکنم که خودت گورتو گم کنی

آرین: هه تو؟ 😂
توی فسقلی..من فوتت کنم پخ میشی رو زمین

لیا: اخه عزیزم...اگه گوه خوریات تموم شد خدافظ.

خواست حرفی بزنه که، گوشیش زنگ خورد.
نگاهی به صفحه انداخت و تماس رو جواب داد.

آرین: بله

چند لحظه ساکت موند و به حرف‌های طرف مقابل گوش داد.

آرین: اوفف.....باشه

تماس رو قطع کرد و دوباره نگاهم کرد.
آرین: الان باید برم ولی دفعه‌ی بعدی...خودت باهام میای

حرفی نزدم و درو روش بستم...
💗🌸🌷🎀
شرطا: ۲۰ تا لایک
اسلاید دو رو هم همینجوری گذاشتم
🍓🍒🍎
برا این پارت حس میکردم که هرچی بیشتر مینوشتم بیشتر گند میزدم برا همین همینجا تمومش کردم و ادامش ندادم. این روزا حالم یکم چیزه...
حس میکنم رو کیفیت فیک هم تاثیر گذاشته و خلاقیتم ته کشیده
امیدوارم که بتونم در اینده با پارتای خفن تر اینارو جبران کنم
دیدگاه ها (۷)

@victaria_mj.2

🍒❌خوشگلای من توجه کنید❌🍓لینک ناشناس: https://abzarek.ir/serv...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۷ویو لیاـبعد از ...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۰ویو لیاـچند لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط