{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال آدم که دست خودش نیست.

حال آدم که دست خودش نیست.
عکسی می بیند!
ترانه ای می شنود.
خطی می خواند!
اصلا هیچی هم نشده.
یکهو دلش ریش می شود...
حالا بیا وُ درستش کن.
آدمِ دلگیر!
منطق سرش نمی شود.
برای آن ها که رفته اند!
آن ها که نیستند، می گرید.
دلتنگ می شود!...
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند...
دل که بلرزد.
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست!
این وقت ها!
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای.
تا مجال عبور پیدا کنی!
هم صبوری می خواهد هم آرامش!
که هیچکدام نیست...
آدم تصادف می کند
با یک اتوبوس خاطره!
دیدگاه ها (۱)

روزای خیلی طلایی یادته ؟ روز ترس از جدایی یادته ؟روز تمرین ا...

به سلامتی خودمونکه توی پلک زدنامونکه توی پیک زدنامونیادآدمها...

یه شبایی تو زندگی هست که وقتی دفتر خاطرات زندگیتو ورق میزنی ...

چرا همیشه کسی که دوستش داری بیش از دیگران آزارت می دهد ؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط