{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت

برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت
بازار شوق پردگیان باز درگرفت

شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه
ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت

زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست
سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت

بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک
این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت

یک تار موی او به دو عالم نمیدهند
با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت

چشمک زند ستاره صفت با نسیم صبح
شمع دلی که دامن آه سحر گرفت

چون شعر خواجه تازه و تر بود شهریار
شعر توهم که درس خود از چشم تر گرفت


#شهریار
دیدگاه ها (۵)

شروع کن!خوشبختی جایش همینجاستکنارتو... نگذار زندگی ازمقابل چ...

زندگی صحنه ی دل بود ، که من " کات شدمبس که در محضره چشم تو م...

تقدیم به شماهمراهان عزیز💝 💕 💝 💕 💝 💕 💝 💕 💝 💕 💝 ••

سلام : زیارت و دعای روز یکشنبه👇 🍁 🍃 صبح یکشنبه تون بخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط