چندپارتی &جیهوپ&
چندپارتی &جیهوپ&
وقتی:``با دوست دخترش همکاری و.....``
آت
چشمامو باز کردم
به یه ستون بسته شده بودم.
معلوم بود توی یه زیر زمینی ام و بوی نم دیوار های اطراف همهجارو گرفته بود و باعث شد سختتر نفس بکشم
صدای باز شدن یه در اومد، و چون محیط تاریک بود معلوم شد دَر کدوم سمته.
و سهتا آدم اومدن داخل ولی بخاطر تاریکی چهرشون مثل سیاهی سیاهچاله دیده میشد
با فشردن چشمام به هم گفتم:
+اَه..سرم درد میکنه..دستام رو باز کن
جیهوپ درحالی که روی صندلی روبهروی آت نشست و فیلتر سوختهی سیگاشو با شصتش مینداخت گفت:
-دخترک بیچاره..و بازهم یکی دیگه قربانی مغز مریض هانا شد
با حالتی که آت داشت با سنگ که زیرش (کو*نش)به معنای واقعی کلمه زجر میکشید گفت:
+چی؟ هانا؟ همون دخترهی خلوچل؟
جیهوپ پوزخندی به حرفاش زد و:
-آره،همون دختره...که گفت به تو درس حسابی بدم تا دیگه در محل کارش یکمی آرامشداشته باشه
ات با لحن سر خوشی که انگار چیزی برای از دست دادن نداشت:
+بیخیال اون به معنای واقعی کلمه روانیه
جیهوپ انگار داشت از جسارت آت به هانا خوشش میومد..
بههرحال هانا دوستدختر*زوریش* بود که مجبور بود تحملش کنه
-نمیترسی از من که بکشمت ؟
+چرا اتفاقا خیلی از پادو هانا میترسم (با حالت مسخره)
جیهوپ با حالتی که سعی داشت خشمشو کنترل کنه:
-خفه شو...
ادامه دارد...
بچهها میدونم مضخرف شد اما قول میدم ادامشو بهتر بنویسم🤍
لطفاً حمایتم کن❤️
وقتی:``با دوست دخترش همکاری و.....``
آت
چشمامو باز کردم
به یه ستون بسته شده بودم.
معلوم بود توی یه زیر زمینی ام و بوی نم دیوار های اطراف همهجارو گرفته بود و باعث شد سختتر نفس بکشم
صدای باز شدن یه در اومد، و چون محیط تاریک بود معلوم شد دَر کدوم سمته.
و سهتا آدم اومدن داخل ولی بخاطر تاریکی چهرشون مثل سیاهی سیاهچاله دیده میشد
با فشردن چشمام به هم گفتم:
+اَه..سرم درد میکنه..دستام رو باز کن
جیهوپ درحالی که روی صندلی روبهروی آت نشست و فیلتر سوختهی سیگاشو با شصتش مینداخت گفت:
-دخترک بیچاره..و بازهم یکی دیگه قربانی مغز مریض هانا شد
با حالتی که آت داشت با سنگ که زیرش (کو*نش)به معنای واقعی کلمه زجر میکشید گفت:
+چی؟ هانا؟ همون دخترهی خلوچل؟
جیهوپ پوزخندی به حرفاش زد و:
-آره،همون دختره...که گفت به تو درس حسابی بدم تا دیگه در محل کارش یکمی آرامشداشته باشه
ات با لحن سر خوشی که انگار چیزی برای از دست دادن نداشت:
+بیخیال اون به معنای واقعی کلمه روانیه
جیهوپ انگار داشت از جسارت آت به هانا خوشش میومد..
بههرحال هانا دوستدختر*زوریش* بود که مجبور بود تحملش کنه
-نمیترسی از من که بکشمت ؟
+چرا اتفاقا خیلی از پادو هانا میترسم (با حالت مسخره)
جیهوپ با حالتی که سعی داشت خشمشو کنترل کنه:
-خفه شو...
ادامه دارد...
بچهها میدونم مضخرف شد اما قول میدم ادامشو بهتر بنویسم🤍
لطفاً حمایتم کن❤️
- ۵۷۱
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط