{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و غزل بود و منو برقِ نگاهی

شب بود و غزل بود و منو برقِ نگاهی
گیسویِ پریشان شده در تابشِ ماهی
نازم بکش ای عشق که بیمار تو هستم
این راه به خورشید رسد گر تو بخواهی
دیدگاه ها (۱۰)

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

در سلسله عشق تو ، مغموم و صبورم نازم بکش ای دوست ، که مظلوم ...

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

عاشقانه های شبنم

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط