{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و غزل بود و منو برق نگاهی

شب بود و غزل بود و منو برقِ نگاهی
گیسویِ پریشان شده در تابشِ ماهی
نازم بکش ای عشق که بیمار تو هستم
این راه به خورشید رسد گر تو بخواهی
دیدگاه ها (۱۰)

تمام شب تو را بسیار دیدمپر از رمز و پر از اسرار دیدمتو گویی ...

دشتها دلگیر و بستان بی فروغ و سردشعر مرغان جمله تفسیر غمست ...

نمیدانم چرا بیمارم امشبسکوتی خفته در گفتارم امشبغم اشک دلم آ...

ترنم باران را نصار چشمانت میکنم نازنینمتا شبنمی شود بر سرخی ...

دوش در خواب بدیدم که خداگِل من را به سر موی تو بستکوبه عشق د...

در خیالات  محالم چون   که  دیدارت  کنمدر وجودت  نازنین ، عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط