{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب شد و داستان تکراری

شب شد و داستان تکراری
مثل یک توده ابر ، می بارم

گریه در بی کسی غم انگیز است
شانه اش را برا گریه کم دارم
دیدگاه ها (۱)

اوج غم این قصه در این شعر همین جاست من بی تو پریشان و تو انگ...

برعکس دست هایمدلم خیلی پر است...

امشب راتـــو برایم نقاشی کنتـــو رنگ بزن به خیالممیدانم که ز...

یه شبهایی هستکه جون میکنی تا صبح بشهیه شبهایی هست، خیلی شبهی...

💘🌹... چقدر خسته اند لحظه هاثانیه ها تکراریو افتاب خیال بارید...

(شبِ اَوّل رسیده، گُلِ ماتَم دَمیدهنگاهِ مادرِ تو، منو این‌ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط