🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا
🌱 شعری از #اخوان_ثالث متخلص به م. امید با صدای آقا
نمیدانی چه شبهایی سحر کردم
بیآنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکهای من
در خلوت خواب گوارایی
...
انگار در من گریه میکرد ابر
من خیس و خوابآلود
بغضم در گلو چتری که دارد میگشاید چنگ
انگار بر من گریه میکرد ابر
نمیدانی چه شبهایی سحر کردم
بیآنکه یکدم مهربان باشند با هم پلکهای من
در خلوت خواب گوارایی
...
انگار در من گریه میکرد ابر
من خیس و خوابآلود
بغضم در گلو چتری که دارد میگشاید چنگ
انگار بر من گریه میکرد ابر
- ۳۹۴
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط