{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم، که نگو

‏آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم، که نگو
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم، که نگو

بس که دلتنگ توام، از سرشب تا حالا
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم، که نگو

جانِ من حرف بزن! امر بفرما !
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو

امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو!
دیدگاه ها (۱)

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

اعتیاد من بهت.

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت پنج

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

free from the court (p3)

~🐿️💬 | صحبت‌های پایانی هوسوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسهوسوک...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط