خواستم تا گل زنم بر موی تو

خواسَتم تا «گُل» زَنَم بر مویِ تو
اَما نَشُد..

روسَریِ نازُکَت
«دَروازه بانی» می کُند...
💞 💞
💞
دیدگاه ها (۱)

به دام زلف بلندت دچار و سردرگممرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم...

خخخخخخخ میدانم"فرهاد" نیستی،که کوه بکنی برایم ...ظرف هارا که...

خود رأے بودنم را دوست دارم ...وقتے "طو" انتخاب منے ...!

مـ ْــْن🔸 🔸 بـآ 🔹 🔹 نڂُستْیـ ْـن🔸 🔸...

دیدن روی تو به بیدارینصیب من نشدشب به بالینم بیا تا یار جاند...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط