از تو سکوت مانده و از من صدای تو

از تو سکوت مانده و از من، صدای تو
چیزی بگو که من بنویسم به جای تو
حرفی که خالی ام کند از روزهای سکوت
حسّی که باز پُر کنَدَم از هوای تو
این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است
تا صبح راه می روم و پا به پای تو
در خواب حرف می زنم و گریه می کنم
بیدار می کنند مرا دستهای تو
هی شعر می نویسم و دلتنگ می شوم
حس می کنم کنارَمی و آه جای تو
این شعر را رها کن و نشنیده ام بگیر
بگذار در سکوت بمیرم برای تو...🦋🦋

به امتداد ابدیت دوستتدارم بهترینمsh😍😍🫂🧿

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

تقدیم به ساحتِ مقدسِ چشمانت جانانم:😍🧿حریر چشم مست تو،جلوه گر...

در حسرتم که با تو دمی گفت و گو کنمشاید به سحر عشق، ترا زیر و...

با همه ی شعر و غزل خوانی امگنگ ترین واژه ی عرفانی امگوی مرا ...

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

در هر طرفم صورت معصوم تو باشدچشمم هدف تیر تماشای تو باشدباغ ...

‍مثلا در تب دیوانگی‌ام مست شویکه جنونم همه‌گیر است خودت می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط