{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام او که دراین عهد ناساز

* به نامِ او , که دراین عهدِ ناساز *ِ
* پرستویِ دلم را, داده پرواز*
×××××××××××××××
( دررکابِ عشق )
تیشه ی فرهاد.
چون شد خامه ام .
دررکابِ عشق.
پا بنهاده ام.
بیستونِ من بُوَد.
کوهِ حِرا.
آنجا که غارش شده دولتسرا.
آنجا که :
آن قاصدِ حیّ مبین.
نزولِ اجلال کرده به زمین.
آنجا که :
نورش زانوارِخداست .
درجوارِمکّه ی ام القراست .
آنجا که :
اسطوره و مردی امین.
شد رسول الله و.
ختم المرسلین .
آنجا که:
معراج از آن آغاز شد .
(اقراء بسمه ربّکََ) ابرازشد .
گلشن و سرچشمه .
اسلامِ ناب.
اوّلین منزلگهِ اُمّ الکتاب .
عظیم آنجا سرفرازی میکند .
طبعِ شعرش .
عشقبازی می کند .
دیدگاه ها (۹)

****** امانت *******جرم زادن , ای عزیزان مردن است _ره ...

**** شور و غوغا ****به یادِ شور و غوغایِ جوانی _که رفت از ...

***** استغفرالله *****تائبم من , ای خدایِ مهربان استغفرالل...

*** کیف الحال ***ایکه بردی دلار از کفِ بیت المالی *تویِ دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط