شور و غوغا
**** شور و غوغا ****
به یادِ شور و غوغایِ جوانی _
که رفت از ملکِ جانم رایگانی _
کنون در سینمایِ خاطراتم *
نمی بینم از آن گلشن نشانی *
اسیرم در رکابِ موج و طوفان _
بسانِ زورقِ بی بادبانی _
دلا دانی که این باقیِ عمرم *
مصوّر شد به مُهرِ ناتوانی *
اَلا ای درزیِ ایّام بشتاب _
که فرصت نیست جز اندک زمانی _
نمی آید به جوی آبی که بگذشت *
تو هم ای عمر , چون آبِ روانی*
عظیما دیگر این تقویمِ عمرت _
به پایان آمده در زندگانی _
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاعر= عبدالعظیم عربی از سربندر
ماهشهر
به یادِ شور و غوغایِ جوانی _
که رفت از ملکِ جانم رایگانی _
کنون در سینمایِ خاطراتم *
نمی بینم از آن گلشن نشانی *
اسیرم در رکابِ موج و طوفان _
بسانِ زورقِ بی بادبانی _
دلا دانی که این باقیِ عمرم *
مصوّر شد به مُهرِ ناتوانی *
اَلا ای درزیِ ایّام بشتاب _
که فرصت نیست جز اندک زمانی _
نمی آید به جوی آبی که بگذشت *
تو هم ای عمر , چون آبِ روانی*
عظیما دیگر این تقویمِ عمرت _
به پایان آمده در زندگانی _
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاعر= عبدالعظیم عربی از سربندر
ماهشهر
- ۳۹۹
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط