تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند...
یک روز...
یک جا...
یک لحظه...
داشتند سقوط میکردند و دستــشان را به امیدِ گرفته شدن دراز کردند...
اما نبوده دسـتی...
نبوده تکیه گاهی...
و طوری با سر زمین خوردند...
که حالا از یک پله ی نیم متری هم ترس دارند...!
هوای این آدمها را باید داشت...
اگر دستشان را نمیگیرید...
هُلشان هم ندهید...!
دیدگاه ها (۳)

**پارت ۲۱**نیم ساعت بعد، درِ اتاق با صدای خشنی باز شد و یکی ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روز، یک جا، یک لحظهداش...

سقوط

‌تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند...

#تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط