بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلم

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلم
لب نمیبیند دگر اخطار و انکارت گلم

سرخی از لبهای تو مهمان شود برگونه ام 
سخت میریزد به هم سر خط افکارت گلم

لحظه همراهی چشمان تو با چشم من 
نم نم احساس تو از دیده میبارد گلم

عشق در این معرکه میتازد و دل میبرد
از من عاشق دمی وز قلب بیمارت گلم

شهوت و شور و شراب ناب انگوری کنون 
در حریم عشق بر لب بوسه میکارم گلم

صحبت روی تو را چشمم نمیبخشد به کس
دولت عشق است چون، باشم خریدارت گلم
دیدگاه ها (۱)

گاهی زمســتانِ آغوشــم را به شعـله های نـــگاهت مهــمان کن ش...

در حوالی آغوش تو که نه،اما زندگی در میان قلب توهمیشه زیباست ...

یک لحظه تو را دیدم و مجذوب شدم مندرجنگ غم عشق تو مغلوب شدم م...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه، گوش به فرمان تو باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط