یک لحظه تو را دیدم و مجذوب شدم من

یک لحظه تو را دیدم و مجذوب شدم من
درجنگ غم عشق تو مغلوب شدم من

من فکر تو و یاد تو بودم همه ی عمر
افسوس که دل کندی و مغضوب شدم من

چشمان تو انگار نمیخواست که باشم
از سیل نگاه تو چه مخروب شدم من

تا کی به غم دوری تو صبر کنم من
اینجا که به هجران تو ایوب شدم من

باشد که خدا چاره کند کار دل ما
چون غرق تماشای تو محبوب شدم من
دیدگاه ها (۱)

بوسه ام گل میکند بر ماه رخسارت گلملب نمیبیند دگر اخطار و انک...

گاهی زمســتانِ آغوشــم را به شعـله های نـــگاهت مهــمان کن ش...

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه، گوش به فرمان تو باش...

دل به باران می سپارمقدم می زنممیانِ آدم ها به دنبالِ تو می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط