{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو به پوچی می رسم راهی به قلبت باز کن

بی تو به پوچی می رسم راهی به قلبت باز کن
پیوند های کهنه را بشکن ز نو آغاز کن
دارم صدایت می زنم ، در انتظار پاسخم
اینقدر سرد و خشک نه ! گاهی برایم ناز کن
من قانعم بی معجزه اما نه این انصاف نیست
شک میکنم در بودنت حالا بیا اعجاز کن
بیزارم از دلمردگی ، از این نُت افسردگی
آهنگی از شور خودت در پرده های ساز کن
چیزی بگو اینجا کسی غیر از من و حس تو نیست
یکبار گفتی عاشقی ، این عشق را ابراز کن
هم خنده هم آهم تویی ، چاهم ولی ماهم تویی
یا پل بزن تا آسمان یا تا دلم پرواز کن
دیدگاه ها (۲)

تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنیا...

بی نیاز از صبح عیدم ، چونکه عید من تویی . ای بهار بی خزان ، ...

طمع رویایــــت باز هم خوابم کــــردبس که گفتم زعطش،تشنه ی آب...

کاش تادیـــدن تو، این همه راه نبود فاصله از عطشِ ،دلم آگاه ن...

می‌نویسم برای تویئ که هیچ‌وقت ‍به دست‌ات نمی‌رسد.نه از روی ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط