{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طمع رویایــــت باز هم خوابم کــــرد

طمع رویایــــت باز هم خوابم کــــرد
بس که گفتم زعطش،تشنه ی آبم کرد


خواب زیبایی بود،تو و من بـود وخدا
که رقیبی چو خدا،باز بی تابم کرد


بوی جنگل هایی که تو سبزش کردی
بُرد من را آنجا، غرقِ مردابم کرد


دل من میشِکنی ، دوستت دارم مـن
که شکستن من را،چو مِیِ نابم کرد


به دل خسته ی من هیچکس راه نداشت
تابشِ نور تو ماه،جذب مهتابم کرد


گرچه خورشید هستم از صفای دل تـومث
وسوسه های سحر،ماهِ شب تابم کرد


به منِ #پروانه ، شمع دل قبـله بـُوَد
سجده های بی تو،اهلِ محرابم کرد
دیدگاه ها (۲)

بی تو به پوچی می رسم راهی به قلبت باز کنپیوند های کهنه را بش...

تو رها در من و من محو سراپای توامتو همه عمر من و من همه دنیا...

کاش تادیـــدن تو، این همه راه نبود فاصله از عطشِ ،دلم آگاه ن...

بغضم به فریادم برس آرام ویران میشوم ...در این سرای بی کسی هر...

ماه و شبحپارت بیست و چهارم | ورود به لانه‌ی گرگهشت ماه بعد.....

در دنیای سلطنت

---ماه و شبحپارت آخر | ماه، شبح و خانهده سال بعد...عمارت خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط