{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا گفت: زمین سرد است

خدا گفت: زمین سرد است
چه کسی میتواند زمین را گرم کند؟
زن گفت: من میتوانم، خدا شعله به او داد
زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت
خداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شد
خدا گفت: زن شعله را خرج کن
زن عاشق شد، زن مادر شد، زن مهر شد، زن ماه شد....
در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کرد
خدا گفت: اگر زن نبود زمین من همیشه سرد بود..
دیدگاه ها (۴)

رمان انفجار و امید

I like this mistake.

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط