علامه مقدس اردبیلی شب بلند شد نماز شب بخونه
علامه مقدس اردبیلی شب بلند شد نماز شب بخونه
دلق اولو انداخت تو چاه وقتی در آورد توش پر طلا بود!
دوباره انداخت تو چاه بازم پر طلا شد
عصبی شد بازم انداخت تو چاه بازم طلا اومد
گریه اش گرفت رو به خدا گفت: خدایا احمد فقط آب میخواد نماز شب بخونه همین!
چشمش دلق پر از طلا رو نمیگرفت!
با اینکه نیاز داشت اما....
ببین من و تو کجاییم؟
دلق اولو انداخت تو چاه وقتی در آورد توش پر طلا بود!
دوباره انداخت تو چاه بازم پر طلا شد
عصبی شد بازم انداخت تو چاه بازم طلا اومد
گریه اش گرفت رو به خدا گفت: خدایا احمد فقط آب میخواد نماز شب بخونه همین!
چشمش دلق پر از طلا رو نمیگرفت!
با اینکه نیاز داشت اما....
ببین من و تو کجاییم؟
- ۷۱۹
- ۱۷ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط