{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نق

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد. نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان.
دیدگاه ها (۱۷)

آیا میدانستید (جن ها) علاقه زیادی دارند که شب ها وقتی شما خو...

از 3 نفر هرگز متنفر نباش:فروردینی ها، مهری*ها، اسفندی هاچـون...

مروزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پو...

برای آنان که مفهوم پرواز رانمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کو...

معرفی کتاب

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.پادشاه به تمام نقاشان...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاش...

پادشاهی با یک چشم و یک پا پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا ...

پادشاهی با یک چشم و یک پا! ؛پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پ...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط