الهی ، زهی خداوند پاک که بنده گناه کند و تو را شرم ، کرم
الهی ، زهی خداوند پاک که بنده گناه کند و تو را شرم ، کرم بود.
الهی ، تو دوست می داری که من تو را دوست دارم با آن که بی نیازی از من . پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری با این همه احتیاج که به تو دارم.
الهی ، من غریبم و ذکر تو غریب. و من با ذکر تو الف گرفته ام : زیرا که غریب با غریب الف می گیرد .
الهی ، شیرین ترین عطاها در دل من رجای تو خداوند است و خوشترین سخن ها بر زبان این گنهکار ، ثنای توست و دوست ترین وقت ها بر این بنده ی مسکین گنهکار ، لقای توست .
الهی ، مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم . اکنون کار با فضل تو افتاد .
الهی ، اگر فردا گویند چه آوردی ؟ گویم : خداوندا ، از زندان ، موی بالیده و جامعه ی شوخگن و عالمی اندوه و خجلت توان آورد . مرا بشوی و خلعت فرست و مپرس !
الهی ، تو دوست می داری که من تو را دوست دارم با آن که بی نیازی از من . پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا دوست داری با این همه احتیاج که به تو دارم.
الهی ، من غریبم و ذکر تو غریب. و من با ذکر تو الف گرفته ام : زیرا که غریب با غریب الف می گیرد .
الهی ، شیرین ترین عطاها در دل من رجای تو خداوند است و خوشترین سخن ها بر زبان این گنهکار ، ثنای توست و دوست ترین وقت ها بر این بنده ی مسکین گنهکار ، لقای توست .
الهی ، مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم . اکنون کار با فضل تو افتاد .
الهی ، اگر فردا گویند چه آوردی ؟ گویم : خداوندا ، از زندان ، موی بالیده و جامعه ی شوخگن و عالمی اندوه و خجلت توان آورد . مرا بشوی و خلعت فرست و مپرس !
- ۱.۱k
- ۰۳ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط