من زنی را میشناسم

من زنی را میشناسم
که هر روز عصر می آید
خیابان ولیعصر را
قدم میزند و
کشتار جمعی راه می اندازد.

شهر من دچار فقر عاطفی نیست
تو به طرز تحقیر آمیز و
کشنده ای زیبایی
و مرگ اقتباسی از گیسوان خاموش توست.
آغوش تو
آغوش مهیب و گدازنده ی تو
بازمانده ی یکی از کوره های آدم سوزی
آشویتس است.

من زنی را میشناسم
که اندوه نداری اش در چهره ام
پدرم را کشت
مادرم را سپری کرد
زنی که دارد
نسلم را منقرض می کند.
دیدگاه ها (۱)

خشونت علیه زنان همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی ...

شما را نمی دانماما من نقاب های زیادی دارم…نقاب «زنی خوشبخت»د...

▪️عشق چیست؟▫️جز آنڪه ▪️زن همدمی باشد ▫️برای مرد و مرد ▪️تڪیه...

ترشی فلفل دلمه ایمواد لازم:گل کلم:۱ عددخیار سبز:۳ عددفلفل دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط