{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برات تنگ شده بود ددددییییی😭😭

دلم برات تنگ شده بود ددددییییی😭😭


امروز دوتا دوستام اومده بودن خونمون بعد نشسته بودیم کنار هم روبلاکس بازی میکردیم
بعد من روز بیست و دوم مردم بعد که زندم کردن باگ دادم نمیتونستم چیزی رو بردارم، پس بنابر این در آخر من مردم از گشنگی و اوناهم دیگه بانداژ نداشتن👺

بعد رفتیم مپای دیگه👺
دیدگاه ها (۱۷)

وااای قضیه ی ریوکا لب اردکی رو یادتونه؟ 😂

شاید بعضیا بگین پیکمی ولی به نظر من خیلی گوگولیههه✨نیازمند ی...

آخجووووووووووننننن

در چت من و پری ژون چه میگذرد؟

𝓟𝓪𝓻𝓽 1ویو اتسلام! من کیم ات هستم و یک خواهر کوچک تر از خودم ...

فیک: بیبی منpart1"ویو کوک" از خواب پاشدم، بوی قهوی کل خونه ر...

انتقام سخت Part: 1ات: خب دیگه من امادم جونگ کوک خانم جئون ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط