meaning of life
meaning of life
Part 1
تو از وقتی بچه بودی به کیپاپ و کره خیلی علاقه داشتی و دوست داشتی همیشه آیدل بشی تو طرفدار گروه استری کیدز بودی و بایست لینو بود ولی در حدی بود که کراش عادی داشتی روش همین .
تو همیشه وقتی با خانواده ات راجب علایقت حرف میزدی و میگفتی میخوای بری کره و آیدل بشی و اونجا درست رو ادامه بدی خانواده ات مسخرت میکردن البته از نظر تو مسخره کردن بود ولی در واقع اونا میخواستن تو دکتر بشی و موفق باشی ولی نمی خواستن تو رو مجبور کنند که دکتر باشی یا مهندس .
تا اینکه بزرگ شدی دیگه18 سالت بود و خواهرت یه سه سالی میشد که طرفدار کره شده بود و بایسش تو استری کیدز هم هیونجین بود ولی فقط بایس عادی نبود اون مثل چی عاشقش بود . یه روز داشتی درس میخوندی که صدای در اتاقت شنیدی...
علامت ا.ت +. علامت بابات :
: سلام خسته نباشی
+ عه بابا شمایید ؟ سلام شما هم خسته نباشید
: مرسی مامان و خواهرت کجان؟
+ اونا رفتن خرید من یک کوچولو درس دارم باید بخونم برای همین نرفتم
: آهان باشه .
...
: میگم تو هنوزم به کره علاقه داری؟
+ هوم اره . ( با خنده)تازه اجی هم سه سالی هست که طرفدارشونه
: ای خدا اون فقط ۱۵ سالشه دختر اونم معتاد اینا کردی؟
هر دوتون داشتید میخندیدید که بابات گفت
: میخوای واقعا آیول بشی ؟
+ بابا اون آیدل هست
: به هر حال خب میخوام بهت خبر خوبی بدم
+ خب چه ربطی به کره داره ؟
: چون خبر خوبم اینکه میخوایم بریم کره بعدم برو اودیشن بده آیول شو با اجیت ( تو داشتی بهش نگاه بدی میکردی ) خیلی خب ببخشید آیدل
+ واقعاااااااا؟؟؟؟( درحال ذوق زیاد)
پدرت داشت میخندید چون واقعا بخاطر ذوقی که کردی خیلی کیوت شده بودی و سری به عنوان تایید تکون داد .
پارت بعدی به زودی
ببخشید اگه بد نوشتم
Part 1
تو از وقتی بچه بودی به کیپاپ و کره خیلی علاقه داشتی و دوست داشتی همیشه آیدل بشی تو طرفدار گروه استری کیدز بودی و بایست لینو بود ولی در حدی بود که کراش عادی داشتی روش همین .
تو همیشه وقتی با خانواده ات راجب علایقت حرف میزدی و میگفتی میخوای بری کره و آیدل بشی و اونجا درست رو ادامه بدی خانواده ات مسخرت میکردن البته از نظر تو مسخره کردن بود ولی در واقع اونا میخواستن تو دکتر بشی و موفق باشی ولی نمی خواستن تو رو مجبور کنند که دکتر باشی یا مهندس .
تا اینکه بزرگ شدی دیگه18 سالت بود و خواهرت یه سه سالی میشد که طرفدار کره شده بود و بایسش تو استری کیدز هم هیونجین بود ولی فقط بایس عادی نبود اون مثل چی عاشقش بود . یه روز داشتی درس میخوندی که صدای در اتاقت شنیدی...
علامت ا.ت +. علامت بابات :
: سلام خسته نباشی
+ عه بابا شمایید ؟ سلام شما هم خسته نباشید
: مرسی مامان و خواهرت کجان؟
+ اونا رفتن خرید من یک کوچولو درس دارم باید بخونم برای همین نرفتم
: آهان باشه .
...
: میگم تو هنوزم به کره علاقه داری؟
+ هوم اره . ( با خنده)تازه اجی هم سه سالی هست که طرفدارشونه
: ای خدا اون فقط ۱۵ سالشه دختر اونم معتاد اینا کردی؟
هر دوتون داشتید میخندیدید که بابات گفت
: میخوای واقعا آیول بشی ؟
+ بابا اون آیدل هست
: به هر حال خب میخوام بهت خبر خوبی بدم
+ خب چه ربطی به کره داره ؟
: چون خبر خوبم اینکه میخوایم بریم کره بعدم برو اودیشن بده آیول شو با اجیت ( تو داشتی بهش نگاه بدی میکردی ) خیلی خب ببخشید آیدل
+ واقعاااااااا؟؟؟؟( درحال ذوق زیاد)
پدرت داشت میخندید چون واقعا بخاطر ذوقی که کردی خیلی کیوت شده بودی و سری به عنوان تایید تکون داد .
پارت بعدی به زودی
ببخشید اگه بد نوشتم
- ۵۵
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط