{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جز.کیم ات .

جز.کیم ات .
جین:وسایلاتو جمع کن که باهم بریم
ات:چـ.چ.چی..؟
شوگا:منتظرتیم
ویو ات:
با ذوق تمام وسایلامو جمع کردم یه لباس لش پوشیدم کلاهمم گزاشتم گفتم بریم اونجایی که ارمیا فهمیده بودن که بی تی اس قرار عضو هشتم انتخاب کنه جمعیت زیادی پشت در بودن که منتظر بودن اون فرد و ببین سریع با بادیگارد ها وارد ون شودیم و راه افتادم بعد۴۵,دقیقه رسیدیم .اعضا کمکم کردن که وسایلامو ببرم بالا بهشون عدای احترام کردم
کوک:راحت باش اینجا همه باهم راحتیم .
جین:بچها عصرونه چی می‌خورید ؟
تهیونگ: کاپوچینو.
جیمین :موچی
جین:اوکی کاپوچینو با موچی چطوره.؟
جیمین و تهیونگ باهم:عالییی
کوک:تو با من هم اتاق میشی .
کوک:پس بیا وسایلاتو ببریم تو اتاق
لباسارو چیندی و رفتی پایین که تهیونگ و جیمینو کوک گفتن می‌خوان همه جارو بهت نشون بدن حدود یه ربع همه جا رو نشون داد خونه بزرگی بود .جین و نامجون صدامون زدن تا بریم و عصرونه بخوریم .ماهم رفتیم و خوردیم یه فیلم گذاشتنو دیدم حوالی ساعت هشت بود که جین گفت
جین:غذا چی میخورید؟
ات:میشه من غذا درست کنم امشب ؟
جین :بلدی جاجانگمیون و دوکبوکی درست کنی؟
ات:آهوم
جین:اوکی تو درست کن . فقط بی غذامون نزاریاا (با خنده)
مشغول کارام شدم تند تند کارامو انجام دادم ساعت نه نیم غذا آماده بود .میز و چیندم و اعضا رو صدا کردم که ناگهان . ...........

شرط پارت بعدی😂👏
۷لایک
۷کامنت
دیدگاه ها (۱۵)

ناگهان حس گرمی بین پاهام احساس کردم .تاریخو نگاه کردم دیدم ت...

کوک:حالت خوبه؟ات:,آهوم ممنونکوک:دلت بهتره؟ات: چ .چیی؟کوک:مگه...

ویو ات:اینوووو اسم من ات هست۲۳سالمه و خوب توی کمپانی بیگ هیت...

🎀✨

#سناریو، وقتی بهشون میگی تو شام درست کننامجون، چشم قربان عمر...

سناریو : وقتی میگی حوصلم سر رفته :نامجون : درست منتظرت نشسته...

پارت ۱۱🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤ویو جینبعد از اینکه گوشی رو قطع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط