دیگر نه اشکهایم را خواهی دید

دیگر نه اشکهایم را خواهی دید
نه التماس هایم را
و نه احساساتِ این دلِ لعنتی را…
به جایِ آن احساسی که کُشتی
درختی از غرور کاشتم…
دیدگاه ها (۲)

از ترس بی کسیبه آغوشهای پیش پا افتادهپناه نبر...هر تازه وارد...

فراموش کردنی در کار نیست که عزیزِ من؛ فقط عادت میکنیم،به نبو...

دیگه چیزی ندارم که تقدیمت کنم عمرم عشقم دلم قلبم وقتم همه چی...

تو هم مثل تمامِ آرزوهایم ......چه شیرینی ولی دوری .....

در دل شب بودم ماه همچنان می درخشید و من در سرزمین غم هایم بو...

در دل شب بودم ماه همچنان می درخشید و من در سرزمین غم هایم بو...

دلیل لبخندها باش؛نه فقط وقتی همه‌چیز خوبه،بلکه اون لحظه‌هایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط