{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که گفتی مرو اندر پی خون خواره خویش

ای که گفتی مرو اندر پی خون خواره خویش
با کسی گوی که در دست عنانی دارد

عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد

«سعدی علیه الرحمه»
دیدگاه ها (۵)

تا شمع تو افروخت پروانه شدم با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم در...

در بگشا کآمد خامی دگر،پیشکشی کن دو سه جامی دگر،ای ز تو صد کا...

بیا که از ازلم با تو آشنائی هستزعکس روی تو در دیده روشنائی ه...

بزرگی را گفتند دلت چه میخواهد؟گفت: «آنکه دلم هیچ نخواهد!!»

ای نور چشم قافله سالار انقلابسرباز سید الشهدا یار انقلابفرزن...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

🏴🌹امشب کربلا بوی گلِ دامادی می‌دهد... اما نه از جنسِ جشن‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط